یابن الزهرا

دروس اخلاق و اعتقادات استاد وارسته و عبد خالص خدا مرحوم حاج سید حسین اتابکی

یابن الزهرا

دروس اخلاق و اعتقادات استاد وارسته و عبد خالص خدا مرحوم حاج سید حسین اتابکی

یابن الزهرا

جمع‌آوری و انتشار آثار استاد حاج سید حسین اتابکی و بهره‌گیری مومنین و مومنات از آن‌ها

طبقه بندی موضوعی

۱۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «معاد» ثبت شده است

۰۷
آذر

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

معنای معاد

پنجمین اصل از اصول اعتقادات شیعه، معاد است. معاد به معنای «بازگشت در سرای دیگر، بازگشت به سوی اعمال و بازگشت به سوی زندگی جاوید» می‌باشد.

اعتقاد به معاد و حیات بعد از مرگ، یکی از مهمترین و مشکلترین مباحث اعتقادات در همه ادیان آسمانی است. دین مبین اسلام نیز، اهتمام خاصی برای این مسئله قائل است تا حدی که یکی از مهمترین اصول اعتقادات در اسلام، معاد است. همه آفریدگان هستی خود را، از آفریدگار یگانه دریافت می‌دارند و همگی تحت تدبیر حکیمانه او هستند و هیچکدام در هیچ کاری و در هیچ زمان و مکانی، بی‌نیاز از او نیستند و جهان و به خصوص انسان که اشرف مخلوقات است برای هدف و غرضی آفریده شده‌اند که آن تکامل و رسیدن به سعادت جاودانی است. در این درس، پیرامون اثبات وقوع معاد از طریق آیات و روایات، برهان، فطرت و همچنین از طریق عقل (برهان حکمت الهی، عدالت الهی، بقاء روح مجرد) بحث خواهد شد ان شاء الله.

 

 

 اسامی قیامت در قرآن

 در بیشتر سوره‌های قرآن، درباره معاد ذکری به میان آمده است و در بسیاری از سوره‌های اواخر قرآن، به طور کامل یا به طور عمده درباره معاد و احوالات و اوصاف آن سخن به میان آمده است. قرآن کریم، برای توجه دادن انسان به عظمت و بزرگی روز قیامت و احوالاتی که برایش تحقق خواهد یافت، تعابیر و اوصافی عجیب به منظور نشان دادن اوضاع آن روز عظیم آورده و از آن صحنه‌های پر ماجرا یاد فرموده است که از آن جمله است این اسامی و اوصاف:

یَومِ القِیامَة (سوره انبیا/ آیه ۴۷) روز قیامت و به پا خواستن

یوم الدّین (سوره حمد / آیه۴) روز جزا

یوم الحِساب (سوره غافر/ آیه ۲۷) روز محاسبه (تمام اعمال)

یوم الجَمع (سوره تغابن / آیه۹) روز اجتماع (روزی که همه خلائق در آن جمعند)

یوم الخُروج (سوره ق/ آیه ۴۲) روز خارج شدن (از قبر‌ها، از عالم برزخ به عالم آخرت)

الیوم المُوعُود (سوره بروج/ آیه ۲) روزی که وعده داده شده است.

یوم عَظِیم (سوره مریم(ع)/ آیه ۳۷) روز بزرگ

یوم التَناد (سوره مؤمن / آیه ۳۲) روز صدا زدن و یاری خواستن

یوم الاَزِفَة (سوره مؤمن / آیه ۱۸) روز نزدیک

الیوم الحَقّ (سوره نبا / آیه ۳۹) روز حق (آن روز واقعیتی است انکار ناپذیر)

یوم البَعث (سوره روم / آیه ۵۶) روز رستاخیز

 

  • سید حسین
۰۷
آذر

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

ضرورت و اهمیت اعتقاد به معاد

شناخت هدف نهایی، نقش اساسی را در جهت دادن به فعالیت‌ها و انتخاب اعمال ایفا می‌کند ودر واقع عامل اصلی در تعیین خط مشی زندگی، نوع بینش و شناخت انسان نسبت به حقیقت خود و کمال و سعادتش می‌باشد. کسی که حقیقت خود را تنها مجموعه‌ای از عناصر مادی می‌پندارد و حیات خود را منحصر به چند روزه زندگی دنیا می‌داند و لذت و سعادتی را غیر بهره‌های مربوط به همین زندگی مادی نمی‌شناسد، رفتار‌های خود را به گونه ای تنظیم می‌کند که تنها خواسته‌های تن خود را تامین کند. چنین انسانی تا آنجا که از دستش بر می‌آید در راه ارضا تمایلات نفسانی و مادی خویش می‌تازد و با هر مانعی که بر سر راهش بیاید می‌جنگد و از هیچگونه ظلم و ستم و جنایت برای رسیدن به خواسته‌های خود کوتاهی نمی‌کند ونتیجه همین می‌شود که می‌بینیم، دنیا یک میدان امتحان برای مستکبران کوچک و بزرگ بوده و هست.

 

 

هیچ یک از عقاید و ارکان معارف دینی به پای اعتقاد به معاد و ایمان به قیامت نمی‌رسد چنانچه اگر عقیده به معاد نباشد بقیه اعتقادات، نقشی ندارند وحال آنکه اکثریت مردم مسلمان به رستاخیز و زندگی جاوید درآن دنیا و کیفر و پاداش های آن جهان مؤمن نیستند، واین بی ایمانی به جهان آخرت، تاثیر عمیقی در اعمال انسان خواهد داشت به طوری که نمی‌تواند از تعلق و دلبستگی به دنیا و لذت آن جدا شود و از هوس گرائی‌ها صرف نظر کرده و بدون هیچ اضطراب و نگرانی، زهد داشته باشد. انواع شدائد و مشکلات در راه دین و تقوی را تحمل کند. اما باور و ایمان به آخرت، توجه انسان‌ها را معطوف به عالمی می‌سازد که نعمت‌ها و لذات جاودانی آن، جبران کننده تمام سختی جهاد با نفس و ریاضت‌ها و گذشت و ایثار‌ها و شهادت خواهد بود و مایه تسلیت و آرامش قلب می‌گردد وانسان را مطمئن می‌سازد و آنچه را که در این جا به جهت حفظ ایمان خود از لذت‌های زودگذر چشم پوشی کرده تا در آن جهان گرفتار عذاب نباشد، خداوند به بهترین وجه جبران می‌کند.

وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ مِنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ هُوَ خَیْراً وَ أَعْظَمَ أَجْراً... .

و بدانید آنچه را که از کار‌های نیک برای خود از پیش فرستید آن را نزد خداوند به بهترین وجه پاداش، خواهید یافت. (زیرا هیچ عملی از بین نمی‌رود) «مزمّل،۲۰»

از دقت در آیات قرآنی بدست می‌آید که بخش عمده آن اختصاص به معاد دارد و اساساً پیامبران برای متوجه کردن مردم به مبدا، از مسأله‎ی معاد استفاده می‌کردند.

قال رسول الله صلوات الله علیه و آله: ثَمَنُ الْجَنَّةِ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّه. (مستدرک الوسائل، ۵، ۳۶۴)

حضرت رسول اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم برای توجه فرموده اند: قیمت بهشت لااله الا الله است.

پیامبر اکرم برای توجه به لااله الا الله از معاد استفاده فرموده و می‌فرماید: هر کس اهل لااله الا الله شود به او بهشت می‌دهند‍.

این ایمان به مبدا و معاد است که به همه علوم فروغ می‌بخشد و همه علوم را در مسیر حق راهنمائی می‌کند، هیچ علمی بدون ایمان به خدا و قیامت به بشر، سودمند نیست زیرا علم را معلوم، بها می‌دهد چه اینکه انسان را علم دین، ارجمند می‏کند. هیچ انسانی به اندازه موحد و خدا ترس نمی‌ارزد، دلباختگی به دنیا و هوس ها مانع خداشناسی است و یک انسان غافل از آخرت، موحد نخواهد شد و علوم دیگر منهای این ایمان، نه تنها بشر را از هلاکت نجات نبخشیده بلکه بر عکس است.

 

 

  • سید حسین
۰۷
آذر

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بخش اول

آیاتی در بیان وضعیت گروه های مختلف مردم در قیامت

در اینجا به برخی از آیاتی که وضع گناهکاران و کافران و نیز برخی آیاتی که وضع مؤمنان را در قیامت بیان می‌کنند اشاره می‌شود:

یَأَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّکُمْ آن زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَیْءٌ عَظِیمٌ؛ اى مردم! از (عذاب) پروردگارتان بترسید، که زلزله رستاخیز امر عظیمى است! (حج:۱)

کافران از همان لحظه مرگ مورد خشم و عذاب خدا قرار می‌گیرند:

وَ لَوْ تَرى‏ إِذْ یَتَوَفَّى الَّذینَ کَفَرُوا الْمَلائِکَةُ یَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ وَ ذُوقُوا عَذابَ الْحَریق؛ و اگر بنگرى سختى حال کافران را هنگامى که فرشتگان جان آنها را مى‏گیرند و بر روى و پشت آنها مى‏زنند و (مى‏گویند) بچشید طعم عذاب سوزنده را(انفال: ۵۰)

زَعَمَ الَّذینَ کَفَرُوا آن لَنْ یُبْعَثُوا قُلْ بَلى‏ وَ رَبِّی لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِما عَمِلْتُمْ وَ ذلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسیر؛ کافران گمان کردند که هرگز (پس از مرگ) برانگیخته نمى‏شوند. بگو: چرا، به خداى من سوگند که البته برانگیخته مى‏شوید و سپس به (نتیجه) اعمال خود آگاهتان گردانند و این کار بر خدا بسیار آسان است. (تغابن:۷)

أُوْلَئکَ الَّذِینَ کَفَرُواْ بِآیَاتِ رَبِّهِمْ وَ لِقَائهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلَا نُقِیمُ لَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَزْنًا؛ آن‌ها کسانى هستند که به آیات پروردگارشان و لقاى او کافر شدند به همین جهت، اعمالشان حبط و نابود شد! از این رو روز قیامت، میزانى براى آن‌ها برپا نخواهیم کرد! (کهف:۱۰۵)

 

 بَلىَ‏ مَن کَسَبَ سَیِّئَةً وَ أَحَاطَتْ بِهِ خَطِیَتُهُ فَأُوْلَئکَ أَصْحَابُ النَّارِهُمْ فِیهَا خَلِدُونَ؛ آرى، کسانى که کسب گناه کنند، و آثار گناه، سراسر وجودشان را بپوشاند، آن‌ها اهل آتشند و جاودانه در آن خواهند بود. (بقره: ۸۱)

وَ نَادَوْاْ یَامَالِکُ لِیَقْضِ عَلَیْنَا رَبُّکَ قَالَ إِنَّکمُ مَّکِثُونَ؛ آن‌ها فریاد می‌کشند: «اى مالک دوزخ! (اى کاش) پروردگارت ما را بمیراند (تا آسوده شویم)!» مى‏‌گوید: «شما در این جا ماندنى هستید!» (زخرف:۷۷)

وَ وُجُوهٌ یَوْمَئذِ بَاسِرَةٌ؛ و در آن روز صورت‌هایى عبوس و درهم کشیده است، (قیامت:۲۴)

ثُمَّ فىِ سِلْسِلَةٍ ذَرْعُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعًا فَاسْلُکُوهُ؛ بعد او را به زنجیرى که هفتاد ذراع است ببندید. (حاقه۳۲)

تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَ هُمْ فِیهَا کَالِحُونَ؛ شعله ‏هاى سوزان آتش همچون شمشیر به صورت‌هایشان نواخته مى‏ شود و در دوزخ چهره‏‌اى عبوس دارند. (مؤمنون۱۰۴)

إِلَّا أَصْحَابَ الْیَمِینِ؛ مگر «اصحاب یمین» (که نامه اعمالشان را به نشانه ایمان و تقوایشان به دست راستشان مى‏ دهند)! (مدثر:۳۹)

وَ لَا تَرْکَنُواْ إِلىَ الَّذِینَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَ مَا لَکُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِیَاءَ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ؛ و بر ظالمان تکیه ننمایید، که موجب مى‏ شود آتش شما را فرا گیرد و در آن حال، هیچ ولىّ و سرپرستى جز خدا نخواهید داشت و یارى نمى‏ شوید! (هود۱۱۳)

 

 

  • سید حسین
۰۷
آذر

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

اثبات وقوع معاد

علومی که انسان کسب می‌کند یا از طریق شناخت های تجربی و حسی است و یا شناخت عقلی و یا علوم نقلی است. یعنی علومی که از راه خبر دادن پیام آور صادق برای ما باور حاصل می‌شود. هنگاهی که وجود خداوند یکتا و پیامبری پیامبر اسلام و جانشینان معصوم آن حضرت و حقانیت قرآن کریم اثبات گردید استناد به قول ذات اقدس حق تعالی و معصومین علیهم السلام یقین آور می‌باشد.

۱- قرآن کریم پیامی است که از طرف خدای متعال به بندگانش فرستاده شده است و بر تحقق معاد، تأکید فراوان دارد وآن را وعده حتمی و تخلف ناپذیر الهی می‌شمارد.

۲- قول خداوند متعال، بزرگترین دلیل بر اثبات و حقانیت معاد می‌باشد. مانند:

*یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ؛

به خدا و روز قیامت ایمان دارند. (سوره ال عمران/ ۱۱۴). این آیه در قرآن بارها تکرار شده است.

*بَلى‏ وَعْداً عَلَیْهِ حَقًّاً؛

آری، این وعده قطعی و حتمی خداوند است. (سوره نحل/ ۳۸)

*إِنَّ السَّاعَةَ لَآتِیَةٌ لا رَیْبَ فیها وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یُؤْمِنُونَ.

روز قیامت به یقین آمدنى است، و شکّى در آن نیست ولى اکثر مردم ایمان نمى آورند! (غافر، ۵۹)

 

 

*زَعَمَ الَّذینَ کَفَرُوا آن لَنْ یُبْعَثُوا قُلْ بَلى‏ وَ رَبِّی لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِما عَمِلْتُمْ وَ ذلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسیرٌ.

کافران پنداشتند که هرگز برانگیخته نخواهند شد، بگو: «آرى به پروردگارم سوگند که همه شما (در قیامت) برانگیخته خواهید شد، سپس آنچه را عمل مى‏کردید به شما خبر داده مى ‏شود، و این براى خداوند آسان است!» (تغابن، ۷)

*فَکَیْفَ إِذا جَمَعْناهُمْ لِیَوْمٍ لا رَیْبَ فیهِ وَ وُفِّیَتْ کُلُّ نَفْسٍ ما کَسَبَتْ وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ.

پس چه گونه خواهند بود هنگامى که آنها را براى روزى که شکّى در آن نیست [روز رستاخیز] جمع کنیم، و به هر کس، آنچه (از اعمال براى خود) فراهم کرده، بطور کامل داده شود؟ و به آنها ستم نخواهد شد (زیرا محصول اعمال خود را مى ‏چینند). (آل‌عمران، ۲۵)

*قُل لِّمَن مَّا فىِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ قُل لِّلَّهِ کَتَبَ عَلىَ‏ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَیَجْمَعَنَّکُمْ إِلىَ‏ یَوْمِ الْقِیَامَةِ لَا رَیْبَ فِیهِ الَّذِینَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لَا یُؤْمِنُونَ.

بگو: «آنچه در آسمان‌ها و زمین است، از آن کیست؟» بگو: «از آن خداست رحمت (و بخشش) را بر خود، حتم کرده (و به همین دلیل، ) بطور قطع همه شما را در روز قیامت، که در آن شکّ و تردیدى نیست، گرد خواهد آورد. (آرى، ) فقط کسانى که سرمایه ‏هاى وجود خویش را از دست داده و گرفتار خسران شدند، ایمان نمى ‏آورند. (انعام، ۱۲)

*وَ آن السَّاعَةَ ءَاتِیَةٌ لَّا رَیْبَ فِیهَا وَ آن اللَّهَ یَبْعَثُ مَن فىِ الْقُبُورِ.

و اینکه رستاخیز آمدنى است، و شکّى در آن نیست و خداوند تمام کسانى را که در قبرها هستند زنده مى‏کند. (حج، ۷)

  • سید حسین
۰۷
آذر

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

اثبات معاد از طریق فطرت

با دقّت در تمایلات باطنی انسان‌ها، این حقیقت به خوبی روشن می‌شود که همه انسان‌ها فطرتاً طالب یک زندگی سالم، توام با عیش و سرور، امنیت، آسایش، آرامش، با صفا و صممیت، با محبت همیشگی و بدون زوال، وسیع (از جهت کمی و کیفی)، جاودانه و ابدی هستند در حالی که چنین زندگی در این دنیا وجود ندارد. انسان‌ها، فطرتاً تشنه و عاشق حیات جاوید هستند و از مرگ و فنا بیزار می‌باشند و شدیدا با عوامل مرگ و نابودی مبارزه می‌کنند و دست به دامن هر عاملی در راه ابقاء حیات و بقاء خود می‌زنند. تقاضای خلود و ابدیت خواهی در انسان‌ها، کاشف از معادخواهی است یعنی انسان به طور فطری خواهان وجود یک زندگی ابدی و حیات جاودانه و همیشگی است که در آنجا همه چیز دارای خلود و همیشگی باشند. واژه خلود و مشتقات آن که حدود هشتاد نوبت در قرآن کریم به کار رفته، دلیل بر این مدعاست که خداوند متعال این حالت بی‌نهایت‌خواهی را که در ذات انسان قرار داده و این حقیقت انسان که همان روح و جان اوست جاویداست چرا که طبق آیات قرآن منشأ روح انسان از نفخه الهی می‏باشد. فلذا خداوند زندگی جاویدی در یک عالم وسیعی برای انسان خلق فرموده است که در آنجا برای مؤمنین همه خواسته‌های درونی آماده شده،  سلامتی، صفا، همه زیباییها آن هم همیشگی است.

 

إِلاَّ قیلاً سَلاماً سَلاماً.

تنها چیزی که می‌شنوند سلام است، سلام. (سوره واقعه/ ۲۶)

وَ ماءٍ مَسْکُوبٍ... لا مَقْطُوعَةٍ وَ لا مَمْنُوعَةٍ.

در کنار آبشار‌ها... که هرگز قطع و ممنوع نمی‌باشد. (سوره واقعه / ۳۱و۳۳)

 

 

  • سید حسین
۰۷
آذر

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

انسان مرکب است از جسم و روح

از جمله مسائل مهم در اعتقادات، توجّه به جایگاه روح در وجود انسان است که مایة زنده بودن ما و گرمی بدن ما و ادامة حیات ماست. کمالات انسان به روح او مربوط می‌شود و رذایل نیز مربوط به روح است. بهشتی و جهنمی شدن انسان نیز به وضعیت روحی او مربوط می‌شود. البته در معاد انسان هم جسم دارد و هم روح، لکن درک لذّات و نیز درک عذاب‌ها با روح است. روح منشأ حیات و همه اعمال و حالات انسان است از قبیل تعقّل، تفکّر، اراده و تصمیم، سخن گفتن، راه رفتن و امثال اینها و ما از آن تعبیر به «من» می‌کنیم و همه افعال خود را به آن نسبت می‌دهیم؛ من فکر می‌کنم و می‌فهمم، من تصمیم می‌گیرم و سخن می‌گویم، من می‌بینم و می‌شنوم، من محبت می‌ورزم و یا متنفّرم، و... این حالات و به طور کلّی علم، تفکر، حافظه، خیال، توهمات، تعقلات از سنخ کارِ تن و ماده نیست بلکه برتر از ماده مجرّد می‌باشند و ظرف اینها که مجرّد هستند، باید مجرد باشد. تن انسان ظرف علم، تفکر، تعقل، خاطرات، توهمات نیست زیرا ظرف آن‌ها فاقد طول و عرض و عمق و صورت و مکان هستند و قابل تجزیه نیستند. باید ظرف و مظروف از سنخ یکدیگر باشند.

این روح از عالم خاک نیست، ملکوتی است و مرگ ندارد و فقط از دنیایی به دنیای دیگر منتقل می‌شود. یک راه اثبات معاد نیز فهم همین مطلب است که «روح از بین رفتنی نیست» و وفات به معنی جدا شدن این جسم از روح است که این جداشدن توسّط خدا در لحظه مرگ انجام می‌شود.

 

 

 ارتباط روح با بدن

بدن به عنوان ابزار و مَرکب روح می‌باشد یعنی به هنگام فعالیت، از اعضای بدن به صورت ابزار کار استفاده می‌کند، با چشم می‌بیند، با گوش می‌شنود دست و پا و زبان را برای انواع کار‌های گوناگون و راه رفتن و سخن گفتن استخدام می‌کند و در مقام اندیشه و تفکر، از مغز و اعصاب بهره برداری می‌نماید.

 

  • سید حسین
۰۶
آذر

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

دعای چهلم از صحیفه سجادیه

هنگاهی که خبر مرگ کسی را به امام زین العابدین (علیه السلام) دادند آن حضرت مطالبی فرمودند که ما به فراز‌هایی از آن اشاره می‌کنیم تا مگر از خلال آن کلمات نورانی دلهای خفته امان بیدار شود و به خود آئیم و به پایان کار و راه خویش بیشتر بیاندیشیم و از عواقب گناه و عصیان بر خدا بهراسیم و تا دیر نشده و در به رویمان بسته نشده است به حول قوه خداوند متعال خود را از آلودگی‌ها بیرون کشیم و سر انجام به حیات طیبه دست یابیم؛ إن شاءالله

 

 

بارالها، بر محمد و آل او درود فرست، و ما را از آروز‌های طولانی بر کنار دار و آرزو‌های را با عمل درست و صالح ما کوتاه کن تا به پایان بردن ساعتی را از پی ساعتی، .... و رسیدن گاهی را به گاهی آرزو نکنیم و ما را از فریب آرزو‌ها در سلامت دار، و از گرفتاریهایش در امان دار و مرگ را همیشه پیش چشم‌های ما مجسم کن و یادش را گهگاه در خاطر ما میار (بلکه همیشه به یادآن باشیم) و از اعمال شایسته، عملی برای ما قرار ده که با آن، بازگشت به سویت را (با همه سرعتش) کند شماریم و برای به سرعت رسیدن به کوی تو حرص ورزیم به طوری که مرگ برای ما، محل انس و آرامش باشد که با آن انس می‌گیریم و جای الفت و دوستی باشد که به سوی آن مشتاق باشیم و خویشاوندان نزدیکی باشد که قرب به او را دوست بداریم. پس هر زمان که مرگ را بر ما فرود آوری، ما را از دیدارش خوشبخت ساز، ....، وآن را دری از در‌های آمرزش خود و کلیدهای رحمت خویش قرار ده، ما را در زمره هدایت شدگانی بمیران که گمراه نشوند، .....، و توبه کنندگان که معصیت ننمایند و بر گناه اصرار نورزند..... هیچ انسانی از مرگ و سفر به جهان دیگرچاره ای ندارد،  که این جهان مزرعه ای برای آن جهان است و انسان زارع و کشاورز اعمال، آنچه را از خوب و بد در این مزرعه کاشته، بدون شک در آن جهان محصولش را به صورت بهشت و جهنم برداشت خواهد کرد. (صحیفة سجّادیّه، دعای چهلم)

 

  • سید حسین
۰۶
آذر

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

جسمانی بودن معاد

داستان‌ها و نکاتی که قرآن در رابطه با زنده شدن مردگان می‌فرماید همگی حکایت از این واقعیت دارند که معاد امری جسمانی است یعنی به غیر از روح، به انسان جسمی نیز عطا می‌شود که متناسب با عالم آخرت خواهد بود. داستان خواب سیصدسالة اصحاب کهف و داستان خواب صدسالة حضرت عزیر و داستان زنده شدن پرندگان به دست حضرت ابراهیم علیهم السلام و نکات دیگری مانند پاسخ خدا به منکرین معاد که پرسیده بودند «آیا خدا این استخوان‌های پوسیده را زنده می‌کند و خدا در جواب فرمود حتّی سرانگاشتان شما دوباره ساخته می‌شود.» همه بیان‌‌گر این نکته است که معاد جنبة جسمانی نیز دارد. بنابر این بر اساس آیات قرآن، در معاد هم روح انسان حاضر است و هم جسم انسان.

در اینجا چند دسته از آیات قرآن که به جسمانی بودن معاد اشاره دارند بیان می‌شوند:

 

 

آیاتی که به نعمتهای مادی بهشت اشاره کرده اند

 برخی از آیات در قرآن اشاره که به معاد جسمانی دارند آیاتی هستند که نعمت‌های مادّی بهشت را بیان می‌کنند:

وَ لِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ فَبِأَىِّ ءَالَاءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ ذَوَاتَا أَفْنَانٍ فَبِأَىِّ ءَالَاءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ فِیهِمَا عَیْنَانِ تَجْرِیَانِ فَبِأَىِّ ءَالَاءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ فِیهِمَا مِن کُلِّ فَاکِهَةٍ زَوْجَانِ فَبِأَىِّ ءَالَاءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ مُتَّکِئِینَ عَلىَ‏ فُرُشِ بَطَائنُهَا مِنْ إِسْتَبْرَقٍ وَ جَنىَ الْجَنَّتَیْنِ دَانٍ فَبِأَىِّ ءَالَاءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ فِیهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ یَطْمِثهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَ لَا جَانٌّ فَبِأَىِّ ءَالَاءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ کَأَنَهُّنَّ الْیَاقُوتُ وَ الْمَرْجَانُ فَبِأَىِّ ءَالَاءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ

و براى کسى که از مقام پروردگارش بترسد، دو باغ بهشتى است! پس کدامین نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى ‏کنید؟! (آن دو باغ بهشتى) داراى انواع نعمت‌ها و درختان پرطراوت است! پس کدامین نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‏ کنید؟! در آنها دو چشمه همیشه جارى است! پس کدامین نعمت ‌هاى پروردگارتان را انکار مى‏ کنید؟! در آن دو، از هر میوه‏ اى دو نوع وجود دارد (هر یک از دیگرى بهتر)! پس کدامین نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‏ کنید؟! این در حالى است که آنها بر فرش ‌هایى تکیه کرده ‏اند با آسترهایى از دیبا و ابریشم، و میوه‏ هاى رسیده آن دو باغ بهشتى در دسترس است! پس کدامین نعمت هاى پروردگارتان را انکار مى‏ کنید؟! در آن باغهاى بهشتى زنانى هستند که جز به همسران خود عشق نمى ‏ورزند و هیچ انس و جنّ پیش از اینها با آنان تماس نگرفته است. پس کدامین نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‏ کنید؟! آنها همچون یاقوت و مرجانند! پس کدامین نعمت‌هاى پروردگارتان را انکار مى‏کنید؟! (الرحمن، 46 ـ59)

 

  • سید حسین
۰۶
آذر

 

درس هایی از اصول عقاید اسلامی ویژه جوانان 

معاد

 بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

سکرات موت:

علت ترس مردم از مرگ یکی چهره خود میت است که پس از توقف جریان خون وحشتناک به نظر می‌رسد.

اما خود میت اگر اهل ایمان و تقوا باشد وارد زندگی راحت می‌شود این حیات و مرگ از دلایل حکمت خداست که موجودات را خلق می‌کند نعمت و هدایت و قدرت به آنها می‌دهد و بعد از مدتی هم مرگ بر آنها واقع می‎شود.

 

کلَّاَ إِذَا بَلَغَتِ التَّرَاقىِ وَ قِیلَ مَنْ رَاقٍ وَ ظَنَّ أَنَّهُ الْفِرَاقُ وَ الْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ إِلىَ‏ رَبِّکَ یَوْمَئذٍ الْمَسَاقُ؛

چنین نیست (که انسان مى‏ پندارد! او ایمان نمى‏ آورد) تا موقعى که جان به گلوگاهش رسد، و گفته شود: «آیا کسى هست که (این بیمار را از مرگ) نجات دهد؟!» و به جدایى از دنیا یقین پیدا کند، و ساق پاها (از سختى جان‏ دادن) به هم بپیچد! (آرى) در آن روز مسیر همه بسوى (دادگاه) پروردگارت خواهد بود! (قیامت، 26 ـ 30)

 

حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ؛

(آن‌ها هم چنان به راه غلط خود ادامه مى‏ دهند) تا زمانى که مرگ یکى از آنان فرارسد، مى‏ گوید: «پروردگار من! مرا بازگردانید! (مؤمنون، 99)

 

سکرات موت، عقبه‌ای است بسیار دشوار که شدائد و سختی ها از هر طرف به ظالمین رو می‌کند تا آنجا که گفته‌اند: قطعه قطعه ساختن بدن با ضربات شمشیر و پاره پاره کردن آن با اره‌ها و بریدن آن با مقراض‌ها، آسان تر از سختی جان دادن است.

 

 

  • سید حسین
۰۶
آذر

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

قیامت، پایان اوضاع فعلی جهان 

 

 

از قرآن کریم و روایات استفاده می‌شود که در قیامت، این نظام، دگرگون می‌شود و نظام دیگری یا ویژگی‌های دیگری بر پا می‌گردد. قیامت روز عجیبی است. روزیست که با صیحه آسمانی همگان می‌میرند و زلزله‌های شدید در زمین پدید می‌آید و کوه‌ها به حرکت درآیند و روز پایان اوضاع فعلی دنیاست. روزی است که از حضرت آدم علیه السلام تا آخرین انسان‌ها، در آن جمع می‎باشند. روزی است که باید از صراط عبور کرد. روزی است که پایانش برای اهل ایمان، بهشت و برای کفار و منافقین و اهل فسق و فجور، جهنم است.

قرآن کریم به حوادث مهم وتکان دهنده‌ای که از نشانه‌های نزدیک شدن قیامت است، اشاره می‌فرماید.

 

وضع زمین

در زمین زلزله عظیمی پدید می‌آید:

إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا؛ هنگامی که زمین به سخت ترین زلزله خود به لرزه در آید(سوره زلزال/ آیه 1) 

 

وَ سُیِّرَتِ الْجِبَالُ فَکاَنَتْ سَرَابًا؛ و کوه‏ها به حرکت درمى‏ آید و بصورت سرابى مى‏ شود! (نبأ، 20)

 

فَیَذَرُهَا قَاعًا صَفْصَفًا لَّا تَرَى‏ فِیهَا عِوَجًا وَ لَا أَمْتًا؛ سپس زمین را صاف و هموار و بى ‏آب و گیاه رها مى ‏سازد به گونه‏ اى که در آن، هیچ پستى و بلندى نمى‏ بینى! (طه، 106 و 107)

 

وَ تَکُونُ الْجِبَالُ کَالْعِهْنِ الْمَنفُوشِ؛ و کوه‏ ها مانند پشم رنگین حلّاجی ى‏شده مى‏ گردد! (قارعه، 5)

 

یَأَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّکُمْ آن زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَىْءٌ عَظِیمٌ؛ اى مردم! از (عذاب) پروردگارتان بترسید، که زلزله رستاخیز امر عظیمى است! (حج، 1)

 

یَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ عَنهُْمْ سِرَاعًا ذَالِکَ حَشْرٌ عَلَیْنَا یَسِیرٌ؛ روزى که زمین به سرعت از روى آن‌ها شکافته مى ‏شود و (از قبرها) خارج مى‏ گردند و این جمع کردن براى ما آسان است! (ق، 44)

 

  • سید حسین