یابن الزهرا

دروس اخلاق و اعتقادات استاد وارسته و عبد خالص خدا مرحوم حاج سید حسین اتابکی

یابن الزهرا

دروس اخلاق و اعتقادات استاد وارسته و عبد خالص خدا مرحوم حاج سید حسین اتابکی

یابن الزهرا

جمع‌آوری و انتشار آثار استاد حاج سید حسین اتابکی و بهره‌گیری مومنین و مومنات از آن‌ها

طبقه بندی موضوعی

۴ مطلب با موضوع «دروس اعتقادات :: عدل» ثبت شده است

۱۰
آذر

 

 اهمیت موضوع عدل در مذهب تشیع 

در مذهب شیعه:

۱ ـ قاضی، حاکم شرع، امام جماعت و شاهد، باید عادل باشند. عدالت در تمام جوانب و شئون زندگی باید رعایت شود. یعنی در خانه، مدرسه، کارخانه، اداره، در معاشرت، کسب، و...

* یَا أیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، برای خدا، قیام کنید و از روی عدالت گواهی دهید. دشمنی با گروهی شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند. «مائده:۸»

۲ ـ در زمینه‌ی عقاید باید عادل باشند (یعنی برای خدا شریک قائل نشوند. یعنی مخلوق را کنار خالق قرار ندهند.) «ان الشرک لظلم عظیم» که یکی از مصادیق این آیه، آن است که از خودت پیروی کنی و حرف خدا و پیامبرش را زمین بگذاری.

۳ ـ در اخلاق عادل باشد: یعنی صفات رذیله در انسان نباشد. چون این صفات رذیله اگر درون انسان و جود داشته باشد، مقدمه‌ی مرتکب شدن به گناه است و گناه ظلم است.

۴ ـ در عبادت عادل باشد: یعنی آنطور که شرع مقدّس دستور داده است عبادت کند و به واجبات و محرّمات و مستحبّات و مکروهات توجّه کند.

۵ ـ در موقع صحبت کردن، عدالت را رعایت کنند.

* وَ اِذا قُلتُم فَاعدِلوا وَ کانَ ذا قُربی؛ و هرگاه سخن گویید عادلانه گویید هر چند به زیان خویشاوندان باشد. «انعام:۱۵۲»

۶‌ ـ شاهد باید عادل باشد و موقع شهادت، حق را بیان کند. چه به نفعش باشد چه به ضررش. حتی اگر به ضرر پدر و خویشاوندانش هم باشد، باید حق را بیان کند و عدالت را رعایت کند و نگاه به فقیر و یا غنی بودن یا ضعیف و قوی بودن افراد نداشته باشد. فقط باید حق را بگوید و کلّاً در همه‌ی اوامر و نواهی دینی، دستور شرع، مخالفت با ظلم است.

* یَا أیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاء لِلّهِ وَلَوْ عَلَى أنفُسِکُمْ أوِ الْوَالِدَیْنِ وَالأقْرَبِینَ إِن یَکُنْ غَنِیًّا أوْ فَقَیرًا؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به عدالت فرمانروا باشید و برای خدا شهادت دهید، هر چند به زیان خود یا پدر و مادر یا خویشاوندان شما باشند ـ چه توانگر و چه درویش ـ بوده باشند. «نساء:۱۳۵»

۷-  قاضی هم باید عادل باشد و بین مردم به عدالت حکم کند.

* وَإِذَا حَکَمْتُم بَیْنَ النَّاسِ أَن تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ؛ هنگامی که میان مردم داوری می‌کنید، به عدالت داوری کنید! «نساء:۵۹»

نکته: کسانی که معتقدند: هدف وسیله را توجیه می‌کند، تفکر اشتباهی دارند زیرا همان گونه که گفته شد: همه باید در تمامی زمینه‌ها عدالت را رعایت کنند.

نکته: گفتیم عدل، یعنی حق افراد را به طور کامل پرداختن. در بعضی آیات، پروردگار متعال علاوه بر عدل امر به احسان نیز می‌فرماید: «ان الله یامر بالعدل و الاحسان». یعنی علاوه براینکه حق افراد را به آنها می‌دهید، از حق خودتان هم به دیگران ببخشید و نیز می‌فرماید: (ایثار کن) یعنی آنچه را که خودت به آن احتیاج داری به دیگران ببخش.

 

  • سید حسین
۱۰
آذر

 

 

 عدل

* وَ مَا للهُ یُریدُ ظُلماً للِعالَمین؛ خداوند هرگز اراده ستم و ظلم به هیچکس نخواهد کرد. «آل‌عمران:۱۰۸»

* شَهِدَ الله اَنَّهُ لا اِلهَ اِلا هُوَ وَ المَلائِکَه وَ اولو العِلم قائِماً بِالقِسط؛ خداوند به یکتائی خود شهادت می‌دهد که جزذات پاک او خدائی نیست و فرشتگان نیز گواهی می‌دهند که خداوند برپا دارنده عدل است. «آل‌عمران:۱۸»

* وَ اللهُ الغَنیّ وَ اَنتُمُ الفُقَراء؛ خداوند غنی و بی‌نیاز است و شما فقیر و نیازمند هستید. «محمد۶ :۳۸»

* وَمَا کَانَ رَبُّکَ نَسِیًّا؛ (کسانی ممکن است ظلم کنند که اشتباه می‌کنند فراموش می‌کنند) و خداوند هرگز چیزی را فراموش نخواهد کرد. «مریم:۶۴»

 

* لَقَدْ أرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَ أنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ؛ به تحقیق، پیامبران خود را با ادله و معجزات فرستادیم و برایشان کتاب و میزان عدل نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند. «حدید:۲۵»

* وَنَضَعُ الْمَوَازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیَامَةِ فَلَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئًا وَإِن کَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ أتَیْنَا بِهَا وَکَفَى بِنَا حَاسِبِینَ؛ ما ترازوهای عدل را در روز قیامت نصب می‏کنیم، لذا به هیچکس کمترین ستمی نمی‏شود، و اگر به مقدار سنگینی یکدانه خردل (کار نیک و بدی باشد) ما آن را حاضر می‏کنیم، و کافی است که ما حساب کننده باشیم. «انبیا:۴۷»

* فَمَن یَعمَل مِثقالَ ذَرَّةٍ خَیراً یَرَه وَ مَن یَعمَل مِثقالَ ذَرةٍ شَرًّ یَرَهُ؛ هر کس به قدر ذره‌ای کار نیک و زشت مرتکب شده به کیفرش خواهد رسید. «زلزال»

* اِنَّ اللهَ یَامُرُ بِالعَدلِ وَ الاِحسان؛ همانا خداوند فرمان به عدالت و احسان می‌دهد... «نحل:۹۰»

* وَ اِذا حَکَمتُم بَینَ النّاس اَن تَحکُموا بِالعَدل؛ و چون حاکم بین مردم شوید به عدالت داوری کنید. «نساء:۵۸»

* وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ کَانَ ذَا قُرْبَى؛ هرگاه سخنی گویید به عدالت گرایید هر چند درباره خویشاوندان باشد. «انعام:۱۵۲»

* فَاحکُم بَینَ النّاس بِالحَق؛ خداوند به (حضرت داود۷) می‌فرماید: باید میان مردم به حق حکم کنی. «ص:۲۶»

* یَا أیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ؛ ای اهل ایمان در راه خدا پایدار و استوار باشید گواه عدالت باشید. عداوت دشمن، شما را از عدالت بیرون نبرد عدالت به تقوا نزدیکتر است پایه و اساس هر نیکی عدالت است. «مائده:۸»

* ْ فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطین؛ در میان آن دو بر طبق عدالت صلح برقرار سازید، و عدالت‌پیشه کنید که خداوند عدالت پیشه‌گان را دوست دارد. «حجرات:۹»

* کُلُّ نَفْسٍ بِمَا کَسَبَتْ رَهِینَةٌ؛ هرکسی در گرو عملی است که انجام داده است. «مدثر:۳۸»

* وَ اَن لَیسَ لِلاِنسانِ اِلا ماسَعی؛ و اینکه برای انسان جز آنچه عمل کرد (ثواب و جزائی) نخواهد بود. «نجم:۳۹»

* وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ؛ هر کس با تقوا باشد خداوند راه بیرون شدن (از مشکلات) را بر او می‌گشاید و از جایی که گمان نبرد به او روزی عطا می‌کند و هر که بر خداوند توکل کند خداوند او را کفایت خواهد کرد. «طلاق:۲و۳»

* إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِکُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا؛ اگر نیکی کردید به خود کرده و اگر بدی و ظلم کردید به خود کرده‌اید. «اسراء:۷»

 

  • سید حسین
۱۰
آذر

 

 

قضا و قدر الهی:

*سؤال: آیا قضا و قدر الهی سبب جبر در افعال انسان است؟ و آیا سرنوشت انسان از پیش مشخص شده است؟ و هر اتفاقی که می‌افتد، از قبل در قضا و قدر ما مشخص شده و ما تقصیری نداریم؟ مثلا اگرانسان گناهی را انجام داد، مجبور به انجام آن بوده و هیچ اختیاری در انجام دادن آن نداشته است؟.

*جواب: برای پاسخ به این سوال ابتدا معانی قضا و قدر را بررسی می‌کنیم، تا ببنیم این دو اصطلاح چیست و چه ارتباطی با اختیار ما دارد و آیا باعث سلب اختیار از ما می‌شود؟

قضا: قضا به معنای خلقت الهی، سنن و قوانین الهی است (مثل قوانین حاکم در طبیعت). به عنوان مثال قرآن می‌فرماید:

* بَدِیعُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَإِذَا قَضَى أمْرًا فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ کُن فَیَکُونُ؛ خداوند آفریننده آسمان و زمین است و چون اراده آفریدن چیزی کند، به محض اینکه بگوید موجود باش، همان لحظه موجود خواهد شد. «بقره؛۱۱۷»

* وَقَضَى رَبُّکَ ألاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِیَّاهُ؛ خدای تو حکم فرموده که جز او هیچ کس را نپرستید. «اسراء:۲۳»

قدر: به معنای اندازه، حد و مرز و نیز خصوصیات کمی، کیفی، مکانی و زمانی یک چیز به کار می‌رود. مثلا قرآن می‌فرماید:

* وَاللَّهُ یُقَدِّرُ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ؛ خداوند شب و روز را اندازه گیری و مقدارش را مشخص می‌کند. «مزمل:۲۰»

* وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ؛ هیچ چیزی را نازل نمی‌کنیم مگر به اندازه‌ی معین. «حجر:۲۱»

* إِنَّا کُلَّ شَیْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ؛ البته ما هر چیز را به اندازه آفریدیم. «قمر:۴۹»

نتیجه: هر چیزی که در اطراف ماست، کل نظام الهی و اوامر الهی همه، قضای الهی است که این قضای الهی، اندازه و خصلت مخصوص به خود دارد.

مثلاً: «هُو الَّذی خَلَقَ السّماوات وَ الاَرض» خلقت آسمان و زمین، قضای الهی است. اندازه‌ی آسمان و زمین، قدر الهی است.

سؤال: پس از متوجه شدن معنای قضا و قدر، ببینیم چه ار تباطی بین این قضا و قدر، با اختیار انسان و جود دارد؟

*جواب: یکی از قضا و قدرهای الهی، اختیار در انسان است.

یعنی خداوند متعال به انسان اختیار عنایت فرموده و این اختیار دارای حد و مرز است (معنای قدر) و محدود بودن اختیار یعنی این که اختیار و اراده انسان، مستقل از اراده‌ی خدا نیست و در طول اراده‌ی پروردگار قرار دارد. پس قضا و قدر الهی، سبب سلب اختیار از انسان نمی‌شود.

 

نکته: به بعضی از قوانین و سنن الهی (قضا و قدر الهی) توجه بفرمایید:

۱ ـ وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى؛ و اینکه برای انسان بهره‌ای جز سعی و کوشش او نیست. «نجم:۳۹» یعنی اگر کار خوب کرد، نتیجه‌ی خوب می‌بیند و اگر کار بد کرد، نتیجه ای جز بدی نمی‌بیند و اگر فکر کند با بدی می‌تواند به خوبی و بهشت برسد، خیال باطلی است.

۲ ـ قضای خداوند این است که جامعه‌ی اسلامی، بر اثر ایمان و تقوی، سعی و تلاش، جهاد با نفس، امر به معروف و نهی از منکر، پاسداری از دین و وحدت، به رشد و عزت دست یابد. به تعبیر قرآن:

* وَأنتُمُ الْأعْلَوْنَ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ؛ شما برترید اگر ایمان داشته باشید! «آل‌عمران:۱۳۹»

 اگر مردم سراغ سستی، بی‌تفاوتی، گناه و فسق و نفاق، دنیا طلبی بروند؛ به ذلت و بدبختی کشیده می‌شوند، این قضای الهی است. مثلا مسلمانان صدر اسلام، در جنگ بدر به خاطر ایمان به خدا و تلاش و مقاومتی که در راه دین از خود نشان دادند، به پیروزی رسیدند. اما در جنگ احد، وقتی مسلمانان، به خاطر دنیا طلبی، تنگه‌ی احد را رها کردند، شکست خوردند و صدمات بسیار زیادی متحمل شدند. با وجودی که اسلام دین حق است، ولی قضای الهی این گونه است که اگر اطاعت از خدا و رسول باشد، پیروزی حاصل می‌شود ولی اگر دنیا طلبی بر مسلمین حاکم شد، شکست می‌خورند.

۳-  عجله، شتاب و گناه، مایه پشیمانی و گرفتاری می‌شود و تعقل و تفکر در انجام امور همراه با مشورت با افراد ذی صلاح، مقدمه‌ی رسیدن به پیروزی و سعادت است. این قضای الهی است و برعکس اگر این مسائل رعایت نشد و انسان، عجول و ظلوم و کفور شد، شکست خواهد خورد.

۴-  امتحانات الهی برای همه، جزء قضا و قدر الهی است. همه باید امتحان شوند تا بفهمند مومن و خداخواه هستند یا خود خواه و دنیا طلب.

* قضا و قدر الهی بر دو نوع است: قضای حتمی (قطعی) و قضای معلق (غیر قطعی)

  • سید حسین
۰۹
آذر

 

 

 

پرسش و پاسخ،

عدل

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

پرسش و پاسخ / عدل

سؤال۱: بر چه مبنایی گفته می‌شود: خدا هرگز ظلم نمی‌کند؟ توضیح دهید:

پاسخ:آنچه ریشه‌ی ظلم است در خدا راه ندارد، خداوند نیاز به ظلم ندارد. هر چه اراده کند انجام می‌شود، فراموشی و اشتباه و جهل در او راه ندارد.

 

سؤال۲: اینکه باید در همه‌ی ابعاد زندگی عادل بود به چه معناست؟

پاسخ: خدا به انسان دستور داده است که همه باید در همه‌ی زمینه‌ها عادل باشند: در اعتقادات عادل باشند یعنی عقاید صحیح داشته باشند. در اخلاق عادل باشند؛ یعنی اخلاق بد را از خود دور کنند. در عبادات عادل باشند، یعنی واجبات شرع را انجام دهند و مطیع دستورات خدا باشند  و در رعایت حقوق  نیز عادل باشند.

 

سؤال۳: در جامعه شیعی، عدالت تا چه حد اهمیت دارد؟

پاسخ: از نظر فقه شیعه تمام ارکان اصلی جامعه باید در دست افرادی باشد که عادل هستند: حاکم شرع باید عادل باشد، مرجع تقلید باید عادل باشد، قاضی باید عادل باشد، شاهد در دادگاه باید عادل باشد، امام جماعت باید عادل باشد. این مسأله نشان می‌دهد که عدالت در جامعه شیعه در بالاترین در حدّ اهمیت قرار دارد.

 

سؤال۴:  آیا این تصوّر که سرنوشت‌ها از قبل نوشته شده‌اند و هر کسی «پیشانی نوشت» دارد، تصوّر صحیحی است؟

پاسخ: خیر، هر کسی بر اساس اعمال خوب یا بد خود، سرنوشت نهایی خود را که بهشتی است یا جهنّمی رقم می‌زند. اینکه یک نفر به راه خیر برود یا به راه شر، کاملاً به اختیار خود اوست و در این راه جبری وجود ندارد، قرآن نیز می‌فرماید: انّا هَدَیناه السّبیل، امّا شاکراً و امّا کفورا: ما به حقیقت راه (حق و باطل) را به او نمودیم حال خواهد (هدایت پذیرد و) شکر (این نعمت) گوید و خواهد (آن نعمت را) کفران کند (انسان: ۳).

 

سؤال۵علّت تفاوت‌های انسان‌ها چیست؟

پاسخ: خدا درباره علّت تفاوت انسان‌ها در سوره حجرات آیه‌۱۳ می‌فرماید: «إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا: اى مردم، ما همه شما را نخست از مرد و زنى آفریدیم و آنگاه شعبه ‏هاى بسیار و فرق مختلف گردانیدیم تا یکدیگر را بشناسید.» به این ترتیب تفاوت انسان‌ها برای این است که آدم‌ها هر یک با ویژگی منحصر به فرد خود شناخته شوند و اگر قرار بود همه یک شکل و مشابه هم باشند شناسایی افراد از یکدیگر سخت و یا غیرممکن می‌شد. درادامه همین آیه است که خدا می‌فرماید: انّ اکرمکم عندالله اتقیکم: یعنی گرامی‌ترین شما نزد خدا با تقواترین شماست. به این معنی که این تفاوت‌ها موجب امتیاز کسی بر دیگری نیست و تنها تقواست که موجب می‌شود کسی نزد خدا عزیزتر باشد.

 

سؤال۶: آیا همه‌ی انسان‌ها مورد امتحان الهی قرار می‌گیرند؟

پاسخ: بله امتحان الهی حتمی است و همه انسان‌ها به نحوی و متناسب با خود در زندگی این دنیا مورد ازمون الهی قرار می‌گیرند.

 

سؤال۷:در رابطه با موضوع عدل الهی بیشتر مردم چه اشتباهاتی می‌کنند؟

پاسخ: برخی خدا را ظالم می‌دانند، برخی خود با گناهانشان مرتکب ظلم می‌شوند، برخی با شرک به خدا مرتکب ظلم عظیم می‌شوند. برخی نیز اختیار انسان را که نعمت بزرگ الهی است انکار می‌کنند و به این ترتیب گناهان خود را به حساب خدا می‌گذارند و به این ترتیب نسبت ظلم به خدا می‌دهند.  

 

والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 

مجمع تعلیمات و تحقیقات دینی صادقیه

  • سید حسین