عدل الهی در قران
عدل
* وَ مَا للهُ یُریدُ ظُلماً للِعالَمین؛ خداوند هرگز اراده ستم و ظلم به هیچکس نخواهد کرد. «آلعمران:۱۰۸»
* شَهِدَ الله اَنَّهُ لا اِلهَ اِلا هُوَ وَ المَلائِکَه وَ اولو العِلم قائِماً بِالقِسط؛ خداوند به یکتائی خود شهادت میدهد که جزذات پاک او خدائی نیست و فرشتگان نیز گواهی میدهند که خداوند برپا دارنده عدل است. «آلعمران:۱۸»
* وَ اللهُ الغَنیّ وَ اَنتُمُ الفُقَراء؛ خداوند غنی و بینیاز است و شما فقیر و نیازمند هستید. «محمد۶ :۳۸»
* وَمَا کَانَ رَبُّکَ نَسِیًّا؛ (کسانی ممکن است ظلم کنند که اشتباه میکنند فراموش میکنند) و خداوند هرگز چیزی را فراموش نخواهد کرد. «مریم:۶۴»
* لَقَدْ أرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَ أنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ؛ به تحقیق، پیامبران خود را با ادله و معجزات فرستادیم و برایشان کتاب و میزان عدل نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند. «حدید:۲۵»
* وَنَضَعُ الْمَوَازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیَامَةِ فَلَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئًا وَإِن کَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ أتَیْنَا بِهَا وَکَفَى بِنَا حَاسِبِینَ؛ ما ترازوهای عدل را در روز قیامت نصب میکنیم، لذا به هیچکس کمترین ستمی نمیشود، و اگر به مقدار سنگینی یکدانه خردل (کار نیک و بدی باشد) ما آن را حاضر میکنیم، و کافی است که ما حساب کننده باشیم. «انبیا:۴۷»
* فَمَن یَعمَل مِثقالَ ذَرَّةٍ خَیراً یَرَه وَ مَن یَعمَل مِثقالَ ذَرةٍ شَرًّ یَرَهُ؛ هر کس به قدر ذرهای کار نیک و زشت مرتکب شده به کیفرش خواهد رسید. «زلزال»
* اِنَّ اللهَ یَامُرُ بِالعَدلِ وَ الاِحسان؛ همانا خداوند فرمان به عدالت و احسان میدهد... «نحل:۹۰»
* وَ اِذا حَکَمتُم بَینَ النّاس اَن تَحکُموا بِالعَدل؛ و چون حاکم بین مردم شوید به عدالت داوری کنید. «نساء:۵۸»
* وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ کَانَ ذَا قُرْبَى؛ هرگاه سخنی گویید به عدالت گرایید هر چند درباره خویشاوندان باشد. «انعام:۱۵۲»
* فَاحکُم بَینَ النّاس بِالحَق؛ خداوند به (حضرت داود۷) میفرماید: باید میان مردم به حق حکم کنی. «ص:۲۶»
* یَا أیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ؛ ای اهل ایمان در راه خدا پایدار و استوار باشید گواه عدالت باشید. عداوت دشمن، شما را از عدالت بیرون نبرد عدالت به تقوا نزدیکتر است پایه و اساس هر نیکی عدالت است. «مائده:۸»
* ْ فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطین؛ در میان آن دو بر طبق عدالت صلح برقرار سازید، و عدالتپیشه کنید که خداوند عدالت پیشهگان را دوست دارد. «حجرات:۹»
* کُلُّ نَفْسٍ بِمَا کَسَبَتْ رَهِینَةٌ؛ هرکسی در گرو عملی است که انجام داده است. «مدثر:۳۸»
* وَ اَن لَیسَ لِلاِنسانِ اِلا ماسَعی؛ و اینکه برای انسان جز آنچه عمل کرد (ثواب و جزائی) نخواهد بود. «نجم:۳۹»
* وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ؛ هر کس با تقوا باشد خداوند راه بیرون شدن (از مشکلات) را بر او میگشاید و از جایی که گمان نبرد به او روزی عطا میکند و هر که بر خداوند توکل کند خداوند او را کفایت خواهد کرد. «طلاق:۲و۳»
* إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِکُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا؛ اگر نیکی کردید به خود کرده و اگر بدی و ظلم کردید به خود کردهاید. «اسراء:۷»
عدل الهی
دومین اصل از اصول عقاید شیعه عدل الهی است. قبل از ورود به بحث به نکتهای توجه بفرمایید:
یادگیری اصول عقاید، باید به ترتیب باشد. یعنی ابتدا معرفت به توحید، سپس عدل الهی، بعد از آن نبوت و امامت و معاد.
معنای عدل در حوزهی امور اجتماعی
«وَضَع کُلُّ شَیء موضِعه؛ هر چیزی را در جای خود قرار دادن»
«اِعطاء کُلُّ ذی حَقِّ حَقُه؛ به هر کسی، حقش را بدهیم.»
تذکر بسیار مهم
عدل به معنای مساوات نیست. یعنی هر فردی به هر مقدار کار کند به همان اندازه حق دارد، استعدادها باهم مساوی نیستند و حق هر کسی به اندازه استعداد او و زحمات اوست. معلم، نمرهی دانش آموزان خود را مطابق زحمات آنها میدهد. در هر موسسه یا اداره یا کارخانه، به سرپرست و متخصص و کارگر، هرکدام متناسب با جایگاه و زحماتشان باید حقوق داده شود. اگر همه مساوی حقوق بگیرند یا همه دانش آموزان، نمره یکسانی بگیرند، این خود ظلم است. عدل آن است که متناسب با ظرفیت و استعداد و زحمات اشخاص، حق آنها داده شود.
البته این که میگوییم خداوند عادل است، به این معنا نیست که خداوند، حق افراد را به آنها میدهد. چون هیچ کس، حقی بر خداوند متعال ندارد. ما همه مخلوق و بندهی او هستیم و بنده هر چه دارد، از مولاست. هر کاری میکند و هر چه بدست میآورد و حتی بچههایش هم برای مولاست.
نتیجه: همه چیز برای خداست. به این مطلب، «توحید در مالکیت» گفته میشود که قرآن از آن به «مالِکُ المُلک » تعبیر میکند.
معنای عدل الهی چیست؟
عدل، همان حکمت خداوند است. به این معنا که خداوند حکیم (که کار اشتباه انجام نمیدهد و هر کاری که انجام میدهد، درست است). نه افراط دارد نه تفریط. این است معنای عدل الهی. آنچه منشا ظلم است در حرم قدس پروردگار، راه ندارد. در او اشتباه راه ندارد، جهل یا نسیان یا جاه طلبی یا ریاست طلبی و شهوت و... راه ندارد. خداوند غنی بالذات است و انچه اراده کند، موجود میشود.
نکته: این که دیده میشود افرادی به خداوند گله میکنند که چرا این طوری شد، چرا ان طوری نشد، و گاهی هم کفریات به زبانشان جاری میشود به خاطر آن است که اعتقاد درستی به خداوند ندارند و خداوند را آن طور که باید نشناختند و خود را در برابر خداوند صاحب حق میدانند و این چنین میپندارند که خداوند نسبت به آنها وظیفه دارد که مطابق میل آنها رفتار کند.
* سوال: در بعضی آیات و روایات دیده میشود که خداوند حقوقی را برای افراد نسبت به خود مطرح میکند. (یعنی میگوید این افراد به گردن خداوند حق دارند. مثلا در زیارت میخوانیم: «وبحقهم علیک: قسم میدهم تو رابه خاطر حقی که ائمه: برتو دارند.» آیا این مطلب با مطلب فوق که گفته شد کسی بر خدا حقی ندارد، ناسازگار است؟
* جواب: خیر، زیرا این حق ها تفضّلی است. یعنی خود خداوند بر خودش بعضی رحمتها را واجب کرده است. با یک مثال بحث را توضیح میدهیم. مثلا پدر و مادری به فرزند خود میگویند اگر در فلان کار خوب موفق شوی، هدیه ای را به تو میدهیم. این هدیه برای ان است که پدر و مادر علاقه مند به رشد فرزند خود هستند بنابر این او را تشویق میکنند. خداوند متعال هم، از فضل خود اعطای بعضی حقوق را بر خود واجب فرموده است.
در بحث توحید خواندیم که:
۱ ـ خداوند کمال مطلق است. یعنی تمام کمالات را دارد و از آن طرف هم هیچ گونه نقص و کمبودی ندارد.
۲ ـ یکی از مصادیق کمال مطلق بودن خداوند، داشتن قدرت بینهایت است: قدرتی که «اِنَّما اَمرُهُ اِذا اَرادَ شَیئاً اَن یَقوُلَ لَهُ کُن فَیَکوُن» و هیچکس توانایی مقابله با او را ندارد.
نتیجه: این چنین خدایی که کامل کامل است و هیچ گونه نیازی ندارد و هیچ گاه هم نیازمند نمیشود، ظلم که نمیکند هیچ، فرض ظلم هم برای او وجود ندارد...
ادامه دارد...
مجمع تعلیمات و تحقیقات دینی صادقیه